خسته دلگرفته ولی پویا

پرشین بلاگ که خراب بود من اینقدر حرف تو دلم مونده بود که نمی دونستم کجا باید بنویسمشون ... چکنویس می کردم که امروز ، فردا، هفته بعد درست بشه و دوباره هر وقت دلم خواست بدونم یه دفترچه دارم که هر وقت خواستم می تونم بهش سر بزنم... وقتی پرشین بلاگ خبر داد درست شده شاد شدم ولی زود فهمیدم هنوز خیلی مشکلات مونده... دلشکسته و نگران ایمیل زدم و هیچ وقت جواب نگرفته. دلم نمی خواد فکر کنم پست ها و نظراتش جایی میرن... امیدوارم هنوز که درست بشه ولی برای وبلاگم این دفترچه که حالا پانزده ساله شده نگرانم...

تو این مدت اتفاق زیاد افتاد، ماه رمضون خاصی بود، تارا دوساله شد، من دانشگاه رو ترک کردم رفتم سر کار جدید. اولین سال تحصیلی آریو خاتمه پیدا کرد و اولین تعطیلات تابستونی مدرسه ایش شروع شد. از ایران مهمون دار شدیم ، سری اول مهمونهامون رو یه سفر بردیم، اولین حقوق کار جدیدم رو گرفتم، مهد تارا رو ناگزیر عوض کردم ، بغض کردم و یک هفته هر روز باهاش گریه کردم، مهمون هامون رفتن ، سری بعد مهمونها تقریباً بلافاصله اومدن، تعطیلات تابستون تموم شد مدزسه ها باز شد، و من هنوز حس می کنم به نفس نیومدم... بی شمار کار انباشته در رده های مختلف دارم و بی حساب کتاب خسته ام. خسته بار خستگی ام رو توان کشیدن نداره. 

ولی همه ی اینها به کنار نفس می کشم و امیدوارم....و البته شاکر و شاکر. از همه داشته هاباز... به همین که دغدغه ای هست... همین خوبه.

باید بنویسم... بالاخره باید اعتماد کرد به پرشین بلاگ جدید...

الهه -اولین پست از زیرشیروانی بعد از غریب به سه سال

/ 2 نظر / 241 بازدید
daraus

salam. shaqayeq am .. motasefam vase persian blog. hejrat kon be site haye dige. man kardam. kheili mayeye taasofe ke javab nemidan.