انتظار دوطرفه

سر کدم نشستم و دیباگ می کنم و هر لحظه فکر می کنم تا پنج دقیقه ای دیگه همه چی خوب میشه و جواب های خوب می گیرم. کلاً امروز خیلی خوش و پرانرژی ام. اینم حتماً باید امروز جواب بده، و من حالم حتی بهتر هم میشه...

هنوز فکر می کنم یه پنج دقیقه ی دیگه کار داره...

یوهو ساعت و نگاه می کنم او او... شش و هفده دقیقه... باید بدوم...بچه ام تو مهد منتظره... ساعت شش و نیم درها رو می بندن...

می دوم وسایلمو جمع می کنم شیرها رو از تو یخچال برمی دارم و دکمه آسانسور رو می زنم منتظرم و یوهو به نظرم خیلی طولانی می آد تا آسانسور به طبقه 13 برسه... 

یه تصویر می آد جلوی چشمم ...

آریو پنجاه و خرده ای ساله اش ه خیلی سرش شلوغ ه و قول داده بوده سر ساعت 6.5 بیاد بهم سر بزنه... من چشمم به ساعت ه و ساعت داره 6.5 میشه... می دونم بچه ام سرش خیلی شلوغ ه... ولی باید برسه...

حالم از خودم بهم خورد... چرا آسانسور نمی رسه؟ با پله برم شاید زودتر برسم.

مامان گرفتار...

16 خرداد ماه

آیندهوون تابستانی و شاد

پ.ن:چرا حال و هوای انتخابات امسال اینجوری ه؟ منو آزرده می کنه...

/ 4 نظر / 57 بازدید
کیارش

شاید این انتظار نباید دو طرفه باشه. چون به هر حال پدر و مادر هستند که تصمیم میگیرند یه بچه وارد این دنیا بشه و به خاطر همین تصمیم باید ازش نگهداری کنند و شرایط زندگی رو براش آماده کنند. از طرف دیگه این بچه نبوده که تصمیم گرفته شما پدر و مادرش بشید، پس به نظرم وظیفه ای نسبت به مراقبت از پدر و مادر نداره. این حرفام در مورد انتظار داشتنه نه حسی که فرزند و والدین به هم دارند.

تاتا

هوای انتخابات بی اکسیژن نمی تونیم نفس بکشیم مسابقه هفته تصویر زندگی به همه چی شبیه تبلغات جز... چه می شه کرد شاد باشی خودت و آریوی عزیز

من دروغین

مامانای شاغل همیشه دارن میدوند،همیشه عجله دارن،همیشه کاراشون رو تند تند میکنن ... یه دوستی دارم که میگه وقتی بچه ام رو گذاشتم مهد،خودم رو آماده کردم واسه خانه سالمندان!

Azar

کاملا درکت میکنم الان آریو کوچیکه. بعد چند سال خودش مدرسه را شروع کرد از این که مامان اجتماعی داره ، بهت افتخار مکنه .کیفیت پیش هم بودن مهمتر از ساعتها ست. یک مامان شاد اجتماعی بهتر از مامان خانه نشین بی حوصله ست .