یادآوری

تو زندگی آدم گاهی یه اتفاقاتی می افتند واسه یادآوری...

  • یادآوری اینکه چقدر گاهی عاجزیم و محتاج
  • یادآوری اینکه چقدر خوش شانسیم و تا همین جایی که هستیم می شد خیلی بدتر باشه
  • یادآوری اینکه چقدر دور و برمون آدم های خوب هست، چقدر درک متقابل تو یه لحظاتی به آدم آرامش میده
  • یادآوری اینکه چقدر به بعضی آدم ها قلباً وابسته ایم و خودمون خبر نداریم. چقدر به هم گاهی نزدیکیم... چقدر همدیگرو دوست داریم.
  • یادآوری اینکه انتظار بدون توکل خیلی سخت و طولانی می گذره.
  • یادآوری اینکه قیمت بزرگ شدن خیلی سنگین ه... و گاهی لحظه ها خیلی سنگین تر.
  • ...

خداجونم می خوام که نگهم داری و نگاهم کنی... همون جوری که تو همه این مدت... گاهی بیشتر احتیاج دارم و گاهی خیلی بیشتر.

الهه

آیندهوون گرم...پرتب و پرامید.

پ.ن: شاید یه روز از این روزها نوشتم اگه فکر کنم خوندنش برای دیگران از نخوندنش بهتره... برای یادآوری.

/ 15 نظر / 42 بازدید
نمایش نظرات قبلی
shaqayeq

yad avariii hamishe khobe doostam :x shad bashi hamishe

تاتا

بعضي وقت ها از تب زياد دعا مي كنم تشنج نكنم. بعضي اتفاقات عجيب تب دارند. پر اميد باشي هميشه الهه . تب و اميد قابل تحمل تره. خدا نگاهمان كند. ما بندگان بي حواسش رو خوب مي شناسه بعضي وقت ها از اينكه دعا كنم هم شرمنده ام. مني كه يادم مي ره اون كجا نشسته و تو يك حادثه يادم مي آد حالا با چه روئي دعا كنم... خوش به حال تو و اونهائي كه در انتظارهاي خوب هم به فكرش هستند

نورا

بعصی ازاین یاد آوری ها خیلی شیرین اند. همین یادت می افته یه وقتایی چقدر لطف خدا و محبت بقیه شامل حالت شده. یه سریاشونم یه کم ملس اند :) الهه جون امیدوارم همیشه با یاد خدا آروم باشی :×

من دروغین

واقعا قیمت بزرگ شدن چیه؟اگه بهم میگفتن بهاش این قدر سنگینه کی بزرگ می شدم؟! ... همیشه یه بدتری وجود داره اما چرا هیچ وقت به بهترش فکر نمی کنیم؟

میرزا بنویس

خیلی خوبه که یادمون باشه همه اینایی که گفتی. مرسی بابت یادآوری.[لبخند]

یاسی

بلاخره مشکل من با کامنت دونی پرشین بلاگ حل شششششششششد [بغل] خوبی الهه جون ؟؟؟ من نتونم بیام ردی بذارم تو نباید یاد دوستای قدیم بکنی؟؟ دلم برات یه ذره شده بود! [بغل] خداهمیشه پشت و پناهت باشه گلم[گل]

جفنگ میرزا

یاداوری اینکه چقدر ایمونمون به خدا ضعیفه.... که چقدر ناشکریم....

رنگینک

اتفاقن اون روز با خواهرم حرف می زدیم خودمون از اینکه کم کم به نیمه های دهه ی چهل عمرمون هم رسیدیم شوکه بودیم! ولی همچجون شما به خودمون یاد آوری کردیم که این عمر خواهی نخواهی می گذشت همین که تا الان به سلامتی و با حداقل مشکلات گذشته جای شکرش باقیه:-)

نسیم

this is life elahe...believe it,and remeber all you said through weekness and strength,happiness and sarrows...

پیچک

نقطه اشتراکات زیادی داشتم باهاتون [لبخند] تجربه ی زندگی تنهایی 6 سال و ... موفق باشید